خرید بک لینک

تحمل به زور یک دوست قدیمی

به زور دارم میرم زمان آینده با دوستم بیرون

همین که طرف نمیفهمه من اصلا از امامزاده

خوشم‌ نمی یاد و اصلا اعتقادی به همچین جایی

ندارم و اونم ساعت ۳ ظهر، یعنی ما خیلی از هم دوریم

پ.ن: انقدر صورتم رو کج و کوله کردم که گفت خب پاشو

بریم یه جای دیگه و اگه گفته بودی بهم میگفتم بریم کافه

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 1:28

صفحه بندی