خرید بک لینک

اگه چندسال پیش بهم می‌گفتن یه روزی قرار

نصف شب با یه هندی سر یه پسر دیگه‌ای دعواتون

بشه خندم میگرفت ولی این تصویری بود که ۴ صبح

امروز تجربه‌اش کردم... وقتی گفت چرا ناراحتی؟

و من براش ابتدا کردم از اینکه دیروز چه اتفاق‌هایی

افتاد حرف زدن و یهوویی تا رسیدم به اون یکی پسر

که با پررویی تمام من رو متهم کرده بود و یهوویی همه

چیز تغییر کرد و تازه شاکی بود چرا جواب پسر رو دادی!

و واقعا قهر کرد گفت اصلا برو با اون پسر حرف بزن و تا

وقتی بهش ثابت نکردم این سوتفاهم بوده آشتی نکرد

خلاصه که شب سختی بود که تا ساعت ۷ صبح کش پیدا کرد

و در واقع من فقط یک ساعت و نیم خوابیدم و تازه دوباره

باهم قهر چرا من آرومت کردم ساعت ۵ صبح نخوابیدی

برچسب: نویسنده: نگین زارعی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 1:28

صفحه بندی