فکر میکردم روز تولدم و همزمان با ترم جدید استاد جدید رو میبینم و دیگه قضیه تموم میشه میره ولی وای از فاطمه که گفت بابا بزاریم این بیچاره یه ترم دیگه هم بیاد و بعد عوضش کنیم. گفتم نه ولی وقتی دیدم بقیه گفتن با استاد مشکلی داری و نتونستم حرفی بزنم گفتم عزیزم خودت برو بگو به آموزشگاه و من نمیتونم برم بگم خواهششش میکنم بگو نه، خواهش میکنم بگو نمی یام خواهششش میکنم حالت ازم بهم بخوره و نخوای من رو ببینی واقعا واقعا واقعا دیگه نمیخوام تیچر من باشی آقا پسر پ.ن:
برچسب:
نویسنده: نگین زارعی
تاريخ: دوشنبه
22 تير
1405 ساعت: 6:26