امروز من ۲۲ آذر
-
تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 15:36
ما هرگز از آنچه نمی دانستیمو از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیمترس،سوغات آشنایی هاست...!
برای خودم
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:27
ساناز ساناز سانازxa0 آروم باشxa0 آرومِ آروم تو می تونیxa0 بغض توی گلوت رو ول نکنxa0 بهت که گفته بودم نگو به خانواده اتxa0 چرا گفتیxa0 چرا پول خواستیxa0 چرا سانازxa0 تو که می دونستیxa0 گریه نکن تو رو خدا گریه نکنننxa0 اشکات رو پاک کنxa0 خواه میکنم سانازxa0 بلاخره که جور میشه تا آخر سالxa0 اصلا می ریم...
گریه های من
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:27
اجازه گریه, ندارمxa0 چرا؟ چون بابام دفعه قبل گفت هیس توی این خونه گریه نکن این اشک تمساح ها رو اینجا نریز که دلم به رحم بیاد که نمی یاد درد درده دیگهxa0 چه با گریه چه بی گریهxa0 xa0 xa0 پ.ن:آهنگ من محسن یگانه چه قدر خوبهxa0 چقدر هم دردی داره باهام
قرار ما دادگاه
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 13:35
یه پسر هست توی اینستاگرام کافه ها و رستوران های مختلف رو می رهxa0 و نظراتش رو می زارهxa0 چند شب پیش ساعت 2 نصف شب بیدار شدمxa0 خوابم نمی برد گفتم برم اینستا گردی رفتم دیدم لعنتی عکس یه همبرگر استوری کردهxa0 م
قوی باش دختر
-
تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 15:40
من برای حالِ خوبم می جنگم قوی بودن در دنیای من انتخاب نیست یک قانون اساسی و اجباریست اوضاع،هرچقدر که میخواهد،بد باشد من شکست را نمی پذیرم به جای نشستن و افسوس خوردن می ایستم و شرایط را تغییر میدهم میجنگم زخمی میشوم،زمین می خورم،اما شکست،هرگز من عمیقا باور دارم که شایسته ی آرامشم و برای داشتنش،با تما...
رد دادن
-
تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 15:40
چی میشد هوتن شکیبا نیمه گمشده من میشد xa0 xa0 مثلا یهوویی می اومد شهر ما یهوویی من رو میدید توی کافه یهوویی از من خوشش می اومد یهوویی بهم میگفت میخوای کار تئاتر انجام بدی یهوویی ذوق مرگ شم و یهوویی بفهمه تیرش درست خوردهxa0 و زده به هدفxa0 یهوویی چند سال باهم دوست بشیم و یهوویی توی یه سفر کاری به پار...
شنبه یکشنبه
-
تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 15:40
امروز رفتم تست بازیگری دادمxa0 تا رسیدم سه نفر اونجا بودنxa0 دوتا پسر و یه دخترxa0 فرم رو پر کردمxa0 نوبت تست عملی بودxa0 گفت فکر کن خواهرت رو دزدیدنxa0 و تو باید با گوشی با آدم ربا ها حرف بزنی حالا منم از استرس
دلم گرفته و دلم زندگی نمی خواد
-
تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 15:40
ناگهان خوابی مرا خواهد ربودمن تهی خواهم شد از پایان درد.. [فروغ فرخزاد] xa0
جمعه خود را چگونه گذراندید؟
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:22
جمعه, مثل تمام روز های این هفته زود بیدار شدمxa0 ساعت یه ربع به هفتxa0 نشستم پای نت تا بقیه بیدار بشنxa0 تا 9 نشستم دیدم قصد بیدار شدن ندارن و رفتم صبحونه خوردمxa0 بقیه هم کم کم بیدار شدنxa0 نشستم پای سئو خوانیxa0
نت تموم شد
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 16:08
صبح رفتم دفترxa0 دیدم سری فونت های axa0 و سری فونت های b رو ندارمxa0 و اشتباهی یه جایی هم رفتم اشتباهی زدم باعث آپدیت فونت ها و... میشد کنسلم نمی شد گفتم اشکال نداره اینترنت نامحدوده دیگهxa0 روز قبلشم ورد و ا
لذت بردن از کار با بهترین دوستان و کارفرماها
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:01
xa0 گاهی، آدمهایی را برای اولین بار میبینی که احساس نزدیکی و راحتی میکنی ...آدمهایی که نه در گذشتهات بودهاند و نه اینکه مطمئنی در آیندهات خواهند بود ، که لحظههای تکراری زندگیات را خاص میکنند .
موفقیت یک خانم
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:01
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍﺯ ﻣﻮﻓﻘﯿﺘﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ . ﺍﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : موفقیت, ﻣﻦ ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﺠﻮﯾﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺳﭙﺮﺩﻡﻣﺒﺎﺭﺯﻩ، ﺑﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﮐﺮﺩﻡ ...ﻣﺒﺎﺭﺯ
درد و دل + معرفی کتاب و فیلم و تئاتر
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:01
چقدر بد آدم بیکار باشهxa0 یه حس مسخره و بی هدفیxa0 باید برم دنبال یه کار که حداقل درآمد داشته باشه باهاش برم کلاس حقوق پروژه شهریور رو دادنxa0 چقدر 300 تومانxa0 حمید خان فکر کنم بادشون رفته خیلی چیزها رو حساب
جوابیه دکتر
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:01
یه جایی باید بهت بَر بخوره ،xa0باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر از تمسخرِ دیگران ،xa0دخالت هایِ بی موردو اظهارِ نظرهایِ ناحق ،xa0رفتارایٍ توهین آمیز نامهربونِ آدمایِ اَطرافِت وایستی.همون وقتی که راننده تاکسی
استرس شدید
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:01
ساناز نفس عمیق بکش به حمید فکر کن که بهت اعتماد کردهxa0 به اعتبار آیندهxa0 و ادامه بده کار رو نترس یاد میگیری تو میتونییی ساناز می توووونیییییی
شادمهرعقیلی چه خوابایی
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:36
[unable to retrieve full-text content]چه آسون دل به تو بستمxa0 منی که سخت میگیرم
فیلم دیدن در محرم
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:36
استوری توی اینستا زدم حوصله ام سر رفتهسحر پیام داد برو روضه بچهنوشتم مریضم حال ندارم برم(در صورتی که هیچ وقت نمیرم واینو گفتم ول کنه)نوشت آخی منم خیلی مریضم ولی رفتم اون روی سگم در اومد خواستم بگم به درک به جهنم گفتم قبول باشه فقط پ.ن:روضه ای که مداح 10 میلیون کم کم بگیره غذای نذریش روی چشم و هم چشم...
اشتباه شیرین
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:36
ما داریم از هم جدا میشیم ولی اگه از اول همدیگرو نداشتیم تصمیم درست کدوم بود ؟من اگه تو بیست سالگی انتخابت نمیکردم الان تو سی سالگی نمیدونستم که من و تو واسه هم ساخته نشدیم . از الان میرم سراغ زندگیم تا ۶۰ سالگی زندگی میکنم اما اگه ۲۰ سالگی از هم جدامون میکردن چی؟ م تا ۶۰ سالگی با یاد تو میمردم! من ف...
حسود خانمِ ترسو
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:36
میگن آدمها رو باید توی عمل شناخت باید از همینجاxa0از همین تریبون اعلام کنم ساناز خاک تو سرتxa0 تمام پ.ن:زنداییم دانشگاه اصفهان دراورده من نتونم دانشگاه تهران بیارمxa0 چکارررررر کنمممممممxa0 از ساعت 8 دیگه جدی درسxa0 انشاللههههههxa0
عشق ابدی
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 14:36
[unable to retrieve full-text content]قربون پسر جونم برم که من خوابوندمش یک ساله ی شیرین من ❤